دکتر آرمان

پسرک شاد و دوست داشتنی ما

آرمان میره عروسی...

عزیزم 4 شنبه بردمت آرایشگاه تا موهای نازتو کوتاه بشه  برای عروسی ولی طبق معمول واینستادی و نیمه کاره موند. این لباس قشنگ و عمو محمد بابای پرهام جون عیدی برات گرفته بود ک برای رفتن ب عروسی پوشیدی.     ...
13 ارديبهشت 1393

21ماهگیت مبارک آرمانم.

  می نویسم کودک خوبم سلام ابتدایش ، این منم مامان تو می نویسم در شب میلاد عشق زنده بادا تا ابد چشمان تو لبخند زدی و آسمان آبی شد شب های قشنگ مهر مهتابی شد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد   ...
17 فروردين 1393

دایره کلماتت درسن 1سالو 9 ماهگی...

مامان بابا عمو عمه دایی آرا-سارا نه نه دد آب نونو مرد جوجو هاپو به به چیزیز هم که کثیف باشه میگی اه اه اسمتم میگی آما میگم چندتا بچه داری میگی 10 تا  آب میخوری میگی آخش رختخوابتو میگی اچ به اذان میگی اگون به ماشین اسباب بازی میگی گوگوم عموپورنگ و میگی عموپو...        
14 فروردين 1393

دومین عیدت مبارک قشنگم....

                     بهار را به تو تبریک نمی گویم                     تو را به بهار تبریک می گویم                             تو بهترین بهار منی   آرمانم این دومین عید که تو فرشته ی کوچولو کنار ما هستی و لحظه لحظه ی دقایق برامون دلچسب تر از گذشته شده امسال بر خلاف سال های گذشته که سفره هفت سین میچیدم&...
1 فروردين 1393

آرمان عاشق kimdi...

عزیزکم بابایی رفته بود شیرینی بخره توهم خودت رفتی زودیدونه از این تخم مرغ شانسیا بر داشتی تا بیای خونه بغلت نگهداشته بودی  تازشم ازبس که دوسش داری عمو احمدم یکی از این تخم مرغا برات گرفته بود.   ...
16 اسفند 1392

شیطونک ما...

  این عکسارا تند تند انداختم تا مثلا شکار صحنه باشه بخاطرهمین بیکیفیت شده ولی خب مهم نیس مهم اینه که بامزس ...
12 اسفند 1392

...............................

ای پسر بلا..... همه ی اسباب بازیهای اتاقو ازدست یه بچه ی شیطون جمع کردم چون همرو میخواستوو بهش که میدادم شروع میکرد به خراب کردن حالا خود اون بچه ی ناقلا رفته نشسته جای اسباب بازی ها!!! اوا.......... ...
9 بهمن 1392