دکتر آرمان

آرمان خان...

  نازگلم که مثل پادشاه نشستی و داری نگاه میکنی خوووووووووووووووووب لمیدیو.... ...
29 ارديبهشت 1392

پنجمین مروارید ت مبارک پسرم...

عزیزترینم فعلا تو سن 10 ماهگیت 3تا دندون کوچولو از پایین داری و 2تا از بالا . بااین دندونات بغل هرکی میری زود صورتشونو گاز میگیری ،منم که دیگه نگو ... اشاا... همه دندونات مرتب در بیاد و سالم باشن شیرینم.   ...
20 ارديبهشت 1392

روزت مبارک همسر خوبم...

همسر مهربونم روزت مبارک  تو برای من بهترین همسر و همسفر زندگی هستی و بهترین مادر برای آرمان دوستت داریم همسرم عزیزم ،   روز زن   فرصتی برای ابراز عشق من به توست و من با همه توانم صمیمانه تو را میبوسم و دوستت میدارم . . . ...
11 ارديبهشت 1392

بدرقه مامان جون و باباجون ...

 شب سشنبه ساعت 8.30رفتیم بدرقه مامان جون و بابا جون تا به امید خدا و بسلامتی برن زیارت خانه خدا تو ی وروجکم سوار اتوبوس شدی نشستی رو  صندلی مامان جونی ،   ،ماهم از اون شب تا مامانی جونینا برگردن اونجا موندیم تا خاله سارا و دایی حسین تنها نباشن... بخاطر همین نشد وبلاگتو آپ کنم امروز به خاطر سر زدن به خونمون اومدیم منم از فرصت استفاده کردم و اتفاقای جدید و ثبت کردم . اشاا...یکشنبه برمیگردن ویعنی 8.2.92 واااااااااااااااااااای ک چقد دلم براشون تنگ ...
4 ارديبهشت 1392